در روایت آمده است که روزی حضرت علی (ع) بر پیامبر (ص) وارد شد و پس از ادای احترام گوشه ائی نشست.مدتی گذشت وحضرت امیر (ع) حرفی نزد.پیامبر(ص) سکوت را شکست و فرمودند: علی جان گویا خواسته ائی داری که به نزد من آمده ائی ؟ حاجت خود را بیان کن.حضرت امیر (ع) عرضه داشتند: یا رسول الله (ص) شما خود از کودکی مرا بزرگ نموده ائیدو مرا کامل می شناسیدقصد دارم تشکیل خانواده دهم و در کنار زنم آسایش پیدا کنم .اکنون به جهت خواستگاری فاطمه (س) به خدمت شما رسیدم.پیامبر خدا(ص) که از شنیدن این جمله خوشحالی در چهره اش موج می زد فرمودند: باید با دخترم فاطمه (ص) در میان بگذارم.پیامبر موضوع را به فاطمه اعلام نمودند و فرمودند خدا و من به این ازدواج رضایت دارم اما تو هر تصمیمی بگیری برایم محترم است. حضرت زهرا(س) سکوت کردند. پیامبر فرمودند دخترم آیا سکوت تو نشانه رضایت است؟ حضرت زهرا عرضه داشتند بلی یا رسول الله ........حضرت امیر برای شروع زندگی زره خود را فروختند و هزینه جهیزیه و ازدواج را به پیامبر دادند وبدین سان تنها ازدواج دو معصوم در روی کره خاکی به همین راحتی و آسانی شکل گرفت.اکنون بنگر ما که ادعا می کنیم از رهروان و عاشقان این بزرگواران هستیم به چه صورت ازدواج می کنیم ....