اما یه دل داره قدر تمام دنیا.میدونی توی دلش فقط خدا نشسته .آرامشی داره در حد اعلی چون فقط به خدا توکل داره.دوستم میگفت: قدیمی ها ، امروز برای فردای خودشون کار می کنند.یعنی امروز کار می کردند و فردا میرفتند از دسترنج خودشون می خوردند .کیف می کردند شاد بودند هیچ وقت هم به اندازه نصف ما گرفتار نبودند.اما ما داریم امروز برای دیروزمون کار می کنیم.یعنی ما داریم رو به عقب بر میگردیم.قدیمی ها رو به جلو و برای آینده کار می کردند .ما رو به عقب و برای دیروزمان داریم کار می کنیم.......!!!! بعد خودش با مثال توضیح داد.گفت میریم وام می گیریم و یه خونه یا یه ماشین می خریم .بعد میریم کار می کنیم و قسط ماشین یا خونه را میدیم.اما قدیم می رفتند کار می کردند وبعد با پس اندازشون یه زمین می خریدند بعد دوباره که پیش می افتادندخونه می ساختندومیرفتند توش مینشستند و کیف می کردند .چون زیرسایه تلاش و زحمت خودشون نشسته بودند.اما ما باید برای دیگران کار کنیم ودسترنج خودمون را به دیگران بدیم ودیگران کیف کنن ولذت ببرند.کمی روی این جمله فکر کنید.اگر بیش از این به خدا اعتماد داشتیم و این جوری خودمون را گرفتار نکرده بودیم الان ما هم کوهی از آرامش بودیم نه کوهی از استرس و اضطراب و نگرانی برای قسط وام قسط.......پس بیائیم ما هم برای رسیدن به آرامش هم به خدا اعتماد داشته باشیم هم به اندازه توانمان خرج کنیم تا ما هم به آرامش برسیم.بیائیم ما هم برای خودمون (مثل قدیمی ها) زندگی کنیم نه برای دیگران زندگی کنیم.